محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
226
اكسير اعظم ( فارسى )
و از لحوم مواشى مسن و اغذيهء مولد كيموس روى اجتناب نمايند . و اگر و با در آن هنگام در كدام مواشى افتد از لحوم آن ماشى اجتناب ورزند و بر لحوم طيور مثل بچهء مرغ و دراج و تيهو و كبك و مانند آن مطبوخ به سركه و عدس و آب انار و آب غوره و آب سماق و حماض و زرشك و بوارد معمول ببعض اينها و به مغز خيار و بادرنگ و بيخ كاهو و كاسنى مربى اقتصار نمايند و از حلوا و فواكه شيرين و سريع الفساد و حذر كنند و انار و امرود و بهى و سيب چاشنى دارد و ترش و آلو و شفتالو و توت و مانند آن بخورند و آب برف بنوشند و قريب بينند نكردند و رب سيب و رب ريباس و رب حصرم و شربت ليمو به آب برف بنوشند و در اين باب از تناول گل ارمنى به سركهء ممزوج به آب و به ميفختج انتفاع يابند . و اگر فصل تابستان شديد الحرارت باشد و مردم را تشنگى بسيار عارض شود بايد كه قرص كافور با سكنجبين ساده يا برب غوره دهند . و چون اكثر كسانى كه برايشان خوف استكثار از اخراج خون به فصد و غيره كنند و در استعمال اغياى مبردهء مجففه كه مذكور شد بيفزايند و همگى پرهيز از تدبير و اشياى مسخن مرطب نمايند و گاهى امراض وبائى مهلك اكثر در هنگامى حادث شود كه چون خريف شديد اليبس قليل المطر عقب تابستان شديد الحرارت باشد مثل حميات محرقه و صفراوى كه در آن قى و خوردن تربوز و مغز بادرنگ و خيار و مزورات معموله بقطف و بقلهء يمانى و بچهء مرغ معمول به عدس و آب غوره و آب انار و روغن بادام و نوشيدن پوست جو به آب سرد و نبات و مانند آن از تدبير و از ماسواى اين اجتناب ورزند و بايد كه نظر كنند به امراضى كه در اين وقت حادث شوند و در مردم منتشر گردند پس اقدام بحفظ از حدوث آن مرض كنند بدان چه از اغذيه و ادويه بدان مرض نافع بود بهر آنكه گاهى خوانيق و اوجاع حلق كثرت نمايند و نزد آن به فصد و حجامت بر ساق و استعمال حقنهء لين و غرغره به گلاب كه در آن سماق تر كرده باشند و برب توت به اندك آب گشنيز تر و آب مطبوخ عدس به آب انار ميخوش و مانند آن از آنچه در اين مرض بدان انتفاع مىيابند اقدام نمايند و گاهى در بعض اوقات امراض بارد مذكور شد و همچنين لازم است . و هرگاه در مردم اين امراض حادث شود تدبير به چيزى كه نافع آن مرض باشد به تنقيهء بدن از خلط محدث آن و ايراد بدل بمواد موافق آن از اغذيه و ادويه كنند . و ايضاً چون امراض و وبائيه گاهى حادث گردد از قبيل بخارات عفنه مخالط هوا مثل بخارات منحله از مردههاى مردم و بهائم و منحل از آبى كه در آن بقول و فواكه بسيار افتد پس عفن شود واجب است كه با وجود از تنقيهء ابدان و تدبير مضاد مرض حادث در بدن كه مذكور شد از آن بلد و از جائى كه در آن اتفاق اين افتد جدا شوند اگر اين ممكن بود و الا به مكان بالاى آن باد كه بدين عفونات گذر كند سكونت اختيار نمايند و يا در سرد آبهاى خوش هوا و در خانهء كه در آن هوا بسيار نيايد و سركه بپاشند و بمورد رياحين بارده فرش كنند و بتبخير در مسكن ببخورات خوشبو مثل عود صرف و صندل و كافور و مشك نمايند . و اگر بتبخير موضع بكندر و سندروس كنند خيلى موافق بود و اكثار از اشتمام رياحين بارد خوشبو نمايند پس كسى كه اراده خلاصى از امراض وبائيه كند بايد كه تدبير بر اين مثال نمايد . خجندى گويد كه چون و با عفونتى است و هر عفونت را لابدست كه از حرارت غريبى باشد كه در جسم رطب نعل كند و اين چنان باشد كه حرارت غريزى از مقاومت آن ضعيف بود فلهذا آنچه و با را نفع كند يا بتقليل رطوبت بود تا ماده كم گردد و تاثير او را كم قبول كند و اين مثل استفراغات به فصد و اسهال و قى بود و يا به اطفاى حرارت غريبى فاعل عفونت و اين مثل اشياى باردهء قابضهء قامعه بود و مىبايد كه اين اشيا مجفف باشد تا بتقليل مواد نيز نفع كند زيرا كه اشياى مرطبه مهيا براى عفونت بود بتكثير ماده و همچنين بتكون و يا بتقيوت حرارت غريزى باشد و اين يا به چيزى بود كه در آن خاصيت تقويت و منع فساد باشد چنانچه در ترياق و يا چنين نباشد چنانچه در حلتيت و درونج عقربى و مانند آن . خضر گويد كه تدبير و با آن است كه هنگام ظهور علامت او قبل از حدوث او مبادرت به سوى استفراغ به فصد و به ادويهء مامون الغائله خالى از سميت مضاف به سوى آن ادويهء ترياقيه بايد كرد . و اگر امتلا محسوس گردد به حسب آن امتلا زيرا كه ابدان نقى از هواى وبائى كمتر منفعل مىشوند و تا ممكن باشد ترك تحريك اخلاط در ايام و با به استفراغ خصوصاً به مسهل اولى است و تعديل مزاج بشرب آب انار ميخوش به شكر يا سكنجبين ساده يا شربت حماص يا ليمو يا ريباس يا حصرم يا سيب ترش به آب سرد بلكه ببرف نمايند و جماع و شيرينيها و فواكه شيرين و سريع الفساد مثل شفتالو و خوبائى و خربزه و آلوبالو شيرين و تر و هر آنچه ازدياد خلط برداءت يا حدت و حرارت يا آنكه او را استحاله به سرعت حادث شود ترك نمايند و از غذيهء غليظه و رديه مثل لحوم مواشى بزرگ جثه اجتناب ورزند و از شوربا و از شراب نو پرهيز كنند و كهنهء آن اندكى